خب .....
بگذار برایت بگویم
از کجا دوس داری شروع کنم
اتاقم که ،امروز بهانه ات را می گرفت
گل ها را بگو ،هر روز خیس اند .....
بدون خوردن یک قطره آب ....
ناقلا ها برای خودشان چشمه شده اند
برایت از که بگوم
برایت از هوای خانه بگویم؟
!که بوی تو را ندارد ؟بگویم از دلنتگیش ؟
خب بگذریم دیگر خبری نیست
باور کن !
متعجبی؟
از چه ؟
از خودم نگفتم ؟!
خبری نیست
شاد و خرم زندگی میکنم در کنار خانه
اشتباه نکن!
من شکایتی ندارم
برچسب:
نویسنده: تايافا