یکی از این رفیقای اسکل ما که میاد بلاگ ما رو میخونه رو چند وقت پیش دیدم یه جایی ...
بخونین این شاهکار طرز تفکر و مکالمه بین ما رو .....
- بهت نمیاد اونارو خودت نوشته باشی!
+ بعضیاش مال خودم نیست ولی اونایی که مال خودمه که تابلوعه ...
- نه من همشو میگم
+ ینی کِرم که ندارم دروغ بگم ...
- واقعا ؟ ولی به قیافت نمیاد بلد باشی از این چیزا بنویسی
+ مگه قیافه من چشه ؟ :|
- چیزیش نیست ولی فک نمیکردم ازین چیزا بلد باشی !
+ نه خو این چه ربطی به قیافم داره؟؟
- یه جوریه که به نوشته هات نمیخوره ...
+ من این وسط ربط بین قیافه و احساسات رو نفهمیدم !!
ـ قیافت میگه این نوشته هارو خودت ننوشتی.
+ حرفی واسه گفتن ندارم ... طرز فکرت بخوره تو سرت واقعا ...
پ.ن : اینجور شخصیت هایی موج میزنه تو زندگی بنده ...
هروقت اومدی خوندی اینو شک نداشته باش که با تو بودم .... کسی دیگه ای هم نیست
+گفتم که بدونی ....
برچسب:
نویسنده: تايافا