خرید بک لینک

گفتي :عاشقا نه هايت عشق نيست



گفتم: سبزه زلرش باطل نيست



گفتي :شعر هايت همه رنج و عذاب



گفتم :عاشقم بر فرض محال



گفتي :عشق چيست تو مي داني؟



گفتم :عشق هست معناي ناداني



گفتي :عشق فقط غم نيست



گفتم :غمش تموم زندگي ايست



گفتي:چرا عشق همزبانش دوري ايست



گفتم:شيريني اش درد دو ري ايست



گفتي:چرا ماندن هميشه سخت است؟



گفتم:كودك عشقت كم سال است



گفتي:مرا اين شوريده حالي چه حاصل ؟



گفتم : زماني مي رسد داني بي حا صل



گفتي:پس از عشق فا صله گيرم



گفتم:از نفسهايم چه بگويم



گفتي :بي ترديد عاشقم كردي



گفتم:عاشق نيستس عاشقي نكردي



گفتي:پس اين همه عذاب چيست؟



گفتم:عاشقا نه هايم همه دلتنگي ايست



گفتي :از من خام نباش دلگير



گفتم:عشق حاصل همين خا مي ايست



گفتي مي پندارم كه تو عاشق تريني



گفتم:عاشق ترين هم شود قرباني



گفتي:قربا ني تو ميشوم روزي



گفتم:آن روز من دهم ميهماني



گفتي :مهما ني اش به عهده ي من



گفتم:مهمانش تو هستي در مرگ عاشقا نه ام



گفتي : اخر داستان عشقت همين بود؟



گفتم : معني عشق همين است



گفتي:پس عشق از وصال مي گريزد



گفتم:وصال به پاي عشق نمي سوزد



گفتي :عشق چيست بي حاصل؟



گفتم :حاصلش نيست وصال عاشق



گفتي: پس ما هر دو عاشق ترينيم؟



گفتم :خوب مي داني كه هر دو غافل ترينيم



گفتي:پس هر دو مي شويم قرباني



گفتم:گر شويم قرباني ما هم ماندگاريم

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 20:14

صفحه بندی