خرید بک لینک

بی چتر....

بی همراه....

تنهای تنها

بی هیچ غمی..

بی هیچ آرزویی..

بی هیچ دل بستنی....

نشسته ام و به تو می اندیشم....

به با تو بودنم...

به اشتیاق به تو رسیدنم...

به حس خوب داشتنت...

به اینکه خواستی بخواهمت...

به هزار ویک دلیل برای دوست داشتنت...

با تو که باشم غم و آرزو چه معنی دارد؟.....چه آرزویی بزرگتر از تو؟....وچه غمی بیشتر از غم نداشتنت؟

غریب بودن در این سرزمین خودش نعمتیست وقتی که با تو ام....

نعمتیست بی کسی و بغض و گوشه ی تنهایی...

و چه لذتی دارد نفس کشیدن در هوایی که تو هوایی اش کرده ای....

چه لذتی دارد فقط به تو اندیشیدن...

فقط باتو بودن....

فقط تماشا کردنت...

باران و تنهایی و نفس بهانه است، تو که باشی هیچ نمیخواهم از این روزگار...حتی خودم را

تو باشی همه چیز دارم....

ای تمام هستی ام، به اینکه هستی و بودی و خواهی بود ، می اندیشم

به اینکه همیشه با منی...

به تو می اندیشم مهربان من....خدای دوست داشتنی ام

"و میدانم که اندیشه ام را دوست داری"

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 19:59

صفحه بندی