-بخشش را "بخش کن" ... محبت را "پخش کن" ...
- غضب "پریشانی" است... نهایتش "پشیمانی" است ...
- "به طرف" گوش بده... "بی طرف" نظر بده ...
- شکیبایی... بر هر "دعوایی"، "دواست" ...
- هر چه "بضاعتمان" کمتر است ... "قضاوتمان" بیشتر است
- وقتی "عصبانی" هستم ... "لب به لبخند" نمی زنم
- با "خویشتنداری" ... "خویشاوند داری" ...
- "بخشش" ... پاک کن "رنجش" ...
- به "خشم" ... "چشم" نگو ...
- در اینکه با هم "تفاوت داریم" ... با هم "تفاهم داریم" ...!
- موقع عصبانیت... "داد نزن" خود را "باد بزن"
- سوء تفاهم، "تیر خطایی" است... که از "گمان" رها می شود
- انسان "خوشرو" ... گل "خوشبو" ست...
- "آتشنشان" باش ... "آتشفشان" نباش ...
- از دورویی "دوری" کنیم... جای "دوری" نمی رود
- وقتی "دور هم" جمع نشدیم ... "دور از هم"منها شدیم
- از "تنفر" ... "متنفرم" ...
- "می توانست" اینطور نباشد... "می توانم" اینطور نباشم ...
برچسب:
نویسنده: تايافا