از وقتی اومدم مامانم میگفت آتی یه چی درست کردم آگردک اسمشه اینقده خوب شد که نگو
منم گفتم درست کن ببینیم چیه
ظهر خوابیدم بیدار شدم دیدم واویلا یه تشت خمیر اونجاس میگه باید سرخش کنیم
منم رفتم تیکه تیکه سرخ میکردم میرفتم سرش قالب بزنم میدیدم باد کرده شده اندازه ی اولش
بالاخره بعد از جند ساعت سرپا بودن تموم شد
همچین مالی هم نبود
بعدشم بالاخره رفتم حموم
شاید بشه با عرق اسانس ساخت اما بوی سرخ کردنی قابل تحمل نبوددیگه
برچسب:
نویسنده: تايافا