در حالی که
روی صندلی شماره شونزده اتوبوس
داشتم از تو وُ شهر کوفتی ئی که هر جا اسمشو میووردن، یاد تو میافتادم، دور میشدم
یه حس کیری داشت کون داشته ها وُ نداشته هامُ پاره میکرد.
برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 17:48