چون خاطره ها آستانه ی صبرشون کمه
زود بهشون بر میخوره
کار دست ذهن بی تحمل میدن...
همین دیروز که تو رفتی
من و یک مشت خاطره ی ناشی روی تن سرد سرامیک های راهرو دراز کشیده بودیم
و ذهن کودن من داشت میگفت:
کاش خاطراتتُ همراه خودت به گور میبردی...
برچسب:
نویسنده: تايافا