باز دلم سرمستی دارد
ره میخانه کجاست
خسته است وتنها
بزمگه یار کجاست
باز شاهین دلم شوق پرواز دارد
آشیان صفاکجاست
باز شوق اوج دارد
ره بی کرانگی کجاست
موج دلم خواب می خواهد
ساحل امن کجاست
باد یست و تا آخر وزیدن می خواهد
دشت خدا کجاست
آهی خیمه کرده برتارک دل
آهی که فریاد دارد
گوش شنوا کجاست
طعم هوسی شده همه دلیل بودنم
شوق فردا ندارم
آن فردای بی من کجاست
پاهایم هوس دویدن دارند
آن جاده ی بی انتها کجاست
این دست طمع رسیدن دارد
آن دستان با وفا کجاست
برچسب:
نویسنده: تايافا